خرید بک لینک
مدتی بعد از آن كه استاد جعفری از مشهد به تهران رفت، اطلاع یافت كه در منزل دكتر محمود حسابیِ فیزیكدان، جلسات علمی برگزار میشود. استاد تا پان عمر دکتر حسابی که به مدت ۲۴ سال به طول انجامید در این جلسات هفتگی، شركت میكرد. دكتر محمود حسابی نظریه جدیدی درباره «ذرات بنیادی» داشت. در یكی از این جلسات توضیحاتی درباره نظریه خود و ملاقاتش با انیشتین داد و گفت: هر ذرهای كه در نظر گرفته شود؛ مثل الكترونها یا پروتونها، دامنه موجودیتش تا كهكشانها نیز كشانده شده است و برای شناسایی دقیق آن باید اجزای دیگر عالم را نیز در نظر گرفت. استاد جعفری گفت: شیخ محمود شبستری مطلبی گفته است كه شبیه به نظریه شماست:
جهان چون خط و خال و چشم و ابروست/كه هر جزئی به جای خویش نیكوست
اگر یك ذره را برگیری از جای/خلل یابد همه عالم سراپای
دکتر به وجد آمد و فریاد زد: شبستر كجاست؟ شبستری كیست؟! استاد جعفری با احترام پاسخ داد: شبستر یكی از شهرهای نزدیك تبریز و شیخ محمود شبستری از عرفای بزرگ قرن هشتم است. دكتر خودكاری آورد و از استاد جعفری خواست كه دوباره اشعار شبستری را بگوید تا یادداشت كند و در اولین فرصت آن را در كتاب گلشن راز بیابد. [اینجا]
+ نوشته شده در پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۹۶ساعت 19:0 توسط اشرفی |

برچسب: نویسنده: متین رضایی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 12:34

صفحه بندی