مُشک دارد نتواند که کند پنهانش [سعدی]
هزار جهد بکردم که سرّ عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسّرم که نجوشم [سعدی]
گنجِ مخفی بُد ز پُری چاک کرد
خاک را تابانتر از افلاک کرد [مولوی]
ای که به عشقت زنده منم
گفتی از عشقت دم نزنم
من نتوانم نتوانم نتوانم [اینجا]
+نوشته شده در یکشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۲ ساعت 11:58 توسط اشرفی
|
برچسب:
نویسنده: متین رضایی
تاريخ: يکشنبه
12 آذر
1402 ساعت: 18:26